هویت روایی

هویت رواییهویت ما برآمده از چیست؟ حافظه و خاطرات‌مان یا چنانکه برخی از عصب‌شناسان می‌گویند پیامد برخی فعالیت‌های سیستم عصبی؟ درک ما از «خود»مان به چه کار می‌آید؟ آدمی جدای از کارکردهای مغز، خود نیز فعالانه در شکل‌دادن به هویت خویش شرکت می‌کند و برای ایجاد روابط سازگارانه با خویش و دیگران نیازمند روایتی منسجم و وحدت‌بخش از خویش است. هویت روایتی از شمار نظریاتی است که بر شمایل برساخته‌ی انسان از خویش تأکید دارد. هویت روایتی بر این فرض استوار است که افراد هویت خود را با سازمان‌دادن داستانی درونی و مدام در حال دگرگونی و تحول از خود برمی‌سازند. ویژگی این داستان وحدت و انسجام و هدف‌مندی است. بازسازی زندگی گذشته، زندگی مشهود کنونی و تصویر زندگی آینده همگی در قامت یک داستان انسجام می‌یابد: داستان زندگی.

«انسان ذاتاً موجودی قصه‌گوست»(برونر ۱۹۸۶). «داستان» در همه‌ی فرهنگ‌ها، و همه‌ی زمان‌ها ابزاری بوده است برای بیان اهداف، تمایلات و تعارض‌های بشر، و نمود تلاش‌های وی در جهت رسیدن به اهداف و حل تعارض‌هایش. کودکان، از سال‌های نخست زندگی، تجربه‌های شخصی‌شان را در  قالب داستان می‌ریزند؛ والدین نیز سعی می‌کنند نحوه‌ی کنار آمدن با تعارض‌ها و اقتضائات زندگی روزمره را به شکل قصه به آن‌ها منتقل کنند. به‌تدریج و با تحول ظرفیت‌های شناختی و شکل‌گیری حافظه‌ی زندگی‌نامه‌ای، کودکان تجربه‌های خود را حول دوره‌های زمانی خاص، وقایع مهم، یا اطلاعات برجسته‌ی دیگر سازماندهی می‌کنند، و این‌گونه داستان زندگی هر فرد به‌تدریج شکل می‌گیرد. داستانی که در حال روایت‌شدن است.

ادامه مقاله را در شماره ۵ و ۶ جان و تن بخوانید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *