بوریابافان حریر: وضعیت روانکاوی در ایران

بوریابافان حریر«هر پژوهشی که دو عامل مقاومت و انتقال را بپذیرد و آن را مبنای کار خود قرار ‌دهد به‌درستی می‌تواند خود را روانکاوی بنامد، حتی اگر به نتایجی متفاوت از نتایج من دست یابد. و هرکه بر وجوهی دیگر، به‌غیر این دو عامل تمرکز کند شایسته‌ی نام روانکاو نخواهد بود».(Freud, 1957)

«ایده‌هایی ازاین‌دست بخشی از روبنای نظری روان‌كاوی است، و هنگامی كه ناكارآمدی آن‌ها ثابت شده باشد می‌توان هر میزانی از آن‌ها را بی احساس افسوس و زیان كنار گذارد یا تغییر داد.» زیگموند فروید(۱۳۸۸)

سال‌ها پیش و در مقدمه‌ای که بر کتاب «روانکاوی: نظریه و درمان» نوشته شد به قصد دفاع از روانکاوی و آسیب‌شناسی روایت ایرانی آن نیم‌نگاهی به وضعیت روانکاوی در ایران انداختیم و به اجمال سعی کردیم به برخی از شاخص‌ترین آسیب‌های آن اشارتی کنیم. برخی از آن‌ها اکنون به دلایلی چند کم‌رنگ‌تر از پیش‌اند؛ آسیبی نمی‌آفرینند و مالاً توجهی هم برنمی‌انگیزند. منابع بیشتری در دسترس علاقمندان و دانشجویان است، متخصصان و پژوهندگان بیشتری وارد گود شده‌اند، مراکز آموزشی و پژوهشی بیشتری دست‌اندرکار اند و درمجموع ادبیات حوزه‌ی روانکاوی با تمام شعب و قرائت‌های گوناگون آن به‌نسبت قدری غنی‌تر شده است. این همه البته مبارک و مایه‌ی دلگرمی است. اما  یکی از آن‌ آسیب‌ها که ظهور و بروز روایت‌هایی از روانکاوی بود که حصرگرایانه و حذف‌گرایانه به دنبال طرد روایت‌های رقیب‌اند همچنان پابرجاست و هرلحظه به شکلی و لباسی سربر می‌کند و با بزکی جدید از ساده‌دلان دل می‌برد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *