از حضیض ذلت تا اوج عزت: نگاهی به تمایز خودتخریبی و احساس گناه

از حضیض ذلت تا اوج عزت: نگاهی به تمایز خودتخریبی و احساس گناهدکتر سحر طاهباز 

“دیروز با مامانم دعوام شد. دیشب اصلا خوابم نبرد. همش فکرمی کردم عجب آدم قدرنشناس و مزخرفی هستم که بعد از این همه زحمتی که برام کشیده اینطوری مزد زحماتش رو دادم….. دارم دیوونه می شم دکتر! واقعا از خودم بدم میاد…. حتما حالا شما هم دارید فکر می کنید من عجب آدم بی ادب و بیخودی ام…. از دیروز از بس که احساس شرم می کنم اصلا تو روی مامانم نگاه نمی کنم…. تمام مدت خودم رو یا تو اتاق حبس کردم یا خودمو مشغول موبایلم کردم…..”

شاید حکایت بالا حکایت بسیاری از ما باشد! تجربه­ ای که اسمش را گذاشته ایم احساس گناه ، عذاب وجدان و در مقابل بسیاری از مشکلات و چالش ها دچارش می شویم. عذاب وجدانی که نتیجه اش جز تخریب ما و به تبع آن، تخریب ارتباطمان با دیگران نیست. اما  احساس گناه مطابق نظر بسیاری از روانشناسان از جمله دکتر دوانلو یکی از هیجانات اصلی ما به شمار می رود، هیجانی که تجربه آن، و نه سرکوبش، موجب رشد خواهد شد. در نظریه دوانلو تجربه احساس  گناه بسیار دشوار و در عین حال گامی در جهت رشد شخصیت به شمار می رود. سوالی که به درستی پی می­آید این است که پس چرا نتیجه این تجربه­ های ما تخریب است؟ هیجانی که جزو هیجانات طبیعی و اساسی ما به شمار می رود چرا به جای رشد و بالندگی به تخریب و پسرفت می انجامد ؟ اینجاست که باید به تعریف دقیق احساس گناه، آنچه که در دیدگاه های روان پویشی احساسی طبیعی و سالم به شمار می رود، بازگردیم و تعاریف عوامانه و ناسالم این احساس را از تعریف اصیل و دقیق آن جدا سازیم.

دکتر حبیب دوانلو یکی از نظریه ­پردازان معاصر نظریه­ های درمان پویشی و مبدع روش درمانی «درمان پویشی فشرده و کوتاه­ مدت» است….. ادامه این مطلب را با عنوان « از حضیض ذلت تا اوج عزت: نگاهی به تمایز خودتخریبی و احساس گناه »در شماره ۷ و ۸ جان و تن بخوانید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *