آیا روانپزشکی ، پزشکی سازی بهنجاری است؟

پروفسور رونالد پايز در نوشته زير به پرسش بالا پاسخ منفی می‏آیا روانپزشکی، پزشکی سازی بهنجاری است؟دهد. از نظر پایز اصطلاح پزشکی‏ سازی برساخته‏ ای است ناهمساز و گنگ که به دلیل ابهام ذاتی خود نمی‏ تواند واجد معنایی مشخص برای اشاره به روندی مشخص در روانپزشکی قرار گیرد. از نظر او این اصطلاح فاقد شایستگی اصطلاحی علمی است و به دلیل لغزندگی معنایی قابلیت تفسیر و تعبیر بسیار دارد و هر کس از ظن خود می تواند یار آن شود. از سوی دیگر به اعتقاد پایز همانگونه که یافته ‏های جدید تصورات پیشین درباب منشاء زیستی برخی اختلالات را تغییر داده، امروزه می دانیم که سرچشمة برخي اختلالات هم نه روانی که زیستی است. از این رو او بر این باور است که در به کار بستن اصطلاح پزشکی‏ سازی بایست جانب احتیاط را فرو نگذاشت.

متن کامل اين مقاله را تحت عنوان « آیا روانپزشکی ، پزشکی سازی بهنجاری است؟ »در شماره ۳ و ۴ جان و تن (فروردين و ارديبهشت) بخوانيد.

يادداشت سردبير – شماره یک و دو جان و تن

ارتباط و درهم تنیدگی فزاینده در دنیای امروز، شکلی از «گفت» و «گو» را طلب می‌کند که تسهیل‌گر تمایز و انسجام باشد؛ تمایزی که پایه‌های هویت را می‌ریزد و انسجامی که آن هویت را از انزوا خارج می‌کند و موجب رشد آن می‌شود. لازمه شکل‌گیری هویت، تمایز «من»  از «دیگری» ، و لازمه شکل‌گیری انسجام، ارتباط «من» با «دیگری»  است؛ انسجامی که ممکن است به هویت متمایز جدیدی منتهی شود. چنین ارتباط متقابلی نه تنها باید بین افراد و گروه‌ها و فرهنگ‌ها صورت گیرد، بلکه باید در درون «من» فرد نیز متحقق شود. من نه تنها با دیگران ارتباط دارم، بلکه با خود نیز در حال ارتباطم. در واقع ذهن چیزی نیست جز ارتباطات درون روانی و رابطه چیزی نیست مگر ارتباطات اجتماعی. از این روی، تمایز و انسجام لازمه ارتباط «من با دیگری»  و «من با من» خواهد بود.

یادداشت سردبیر شماره یک و دواندکی دقت در فرایندهای اجتماعی، گفت و گو و جدال برای تسلط را نه تنها در جامعه هویدا می‌کند، بلکه چنین فرایندی در «جامعه ذهن» در درونِ «منِ» افراد نیز قابل ردیابی است. تسلط و قدرت نمایی، مشخصه ناگزیر و سیال هر ارتباطی است. این تسلط ممکن است در فرآیندِ گفتگو متحقق شود، همچون گفتگوی سازنده پدر و فرزند، و ممکن است از طریق جدال حاصل شود مانند درگیری پدر و فرزند. در این نگاه گفت و گو صرفاً بیرونی نیست، بلکه وجهی درونی نیز دارد. گفت و گوی منش‌های مختلف نه تنها بین افراد که درون افراد نیز رخ می‌دهد. چنین نظرگاهی، پا فراسوی تمایز درون و برون می‌گذارد و این دو را در هم می‌آمیزد. «من» در این نگاه، بر حسبِ تنوع ارتباط «من» ها یا منش‌های مختلف در درونِ فرد توصیف می‌شود و جامعه نیز برحسب تجمع و تحرک و تکثر افرادِ در حالِ تحول. این پیوند متقابلِ فرد  جامعه نه «منِ» فرد را جوهری متمایز می‌انگارد و نه جامعه را بی «من» می‌داند : ذهن، جامعه است و جامعه ذهن . داستان‌های مثنوی مولانا و رمان‌های داستایوفسکی به خوبی ماهیت چندصدایی و متکثرِ منش‌های درون شخصیت فرد و درون جامعه را ترسیم کرده‌اند.

جان و تن به همت گروهی متولد شده است که در تکاپوی تسهیل گفت و گوی درون فردی و بین فردی ایرانیان از رهگذر علوم روانشناختی و اجتماعی‌اند. ایرانی نیاز دارد با بهره‌گیری از این علوم خود را شجاعانه و متواضعانه و متوازن بشناسد و هویت خود را تک بعدی و قطبی نبیند؛ آن را در گذر تاریخ مشاهده کند و جایگاه خود را در جامعه جهانی ببیند؛ ماهیت چندصدایی و متکثر «من» ایرانی را به رسمیت شناسد و این تکثر را مقوِّم هویت خود بداند نه مسبب استحاله آن؛ استحکام و پویایی هویت خود را در گفت و‌گوی درونی و بیرونی، که تهسیل گر تمایز و انسجام است، بجوید و هیچ منشی را در خود نه سرکوب و نه کورکورانه به عمل تبدیل کند؛ هر منشی را در خود بداند و ببیند، و با بهره‌گیری از روش‌شناسی متکثر علوم روانشناختی، گفت و گوی علمی را در میان «من» های ایرانی  ارتقاء بخشد. در این فرایند است که جان و تن خود را می فهمد و آن را شاد و آرام می کند : جان و تن مسلمان، مسیحی، زرتشتی، و … جان و تن شیعه، سنی، و… جان و تن فارس، ترک، لُر، کُرد، بلوچ، ترکمن، عرب، و … جان و تن پیر و جوان، جان و تن زن و مرد، جان و تن فقیر و غنی، و خلاصه جان و تن ایرانی.

این نشریه در تکاپوی سطحی‌نگری، عوام فریبی، و ترویج اهداف خیالی نخواهد بود، حتی اگر این آرمان به مرگش بیانجامد. آزادسازی نیروهای درون، برنامه‌ریزی ضمیر ناخودآگاه، کنترل زندگی با قدرت فکر، شادی و موفقیت بی پایان، و «خواستن توانستن است» آرمان و تکاپوی من های خودشیفته و ناایمن است، اما جان و تن در پی این است که بفهماند یک دست صدا ندارد؛ فکر فقط یک فکر است و قدرت جادویی ندارد؛ درد و غم نیز ممکن است به اندازه موفقیت و شادی با ارزش باشد؛ هر کاری در زندگی شدنی نیست و فهم دایره ناتوانی‌ها به قدر فهم دایره توانایی‌های انسانی مهم است؛ فهمی که با روش علمی و به صورتی میان فرهنگی متحقق می‌شود. در این وضعیت است که امکان تمرکز و بهره گیری از توانایی ها برای غنای زندگی فراهم می شود

. دانش روانشناسی، که صد و اندی سال پس از انقلاب صنعتی در غرب شکل گرفت، امروزه یکی از بزرگترین متولیانِ یافتنِ راه‌های مناسب برای بسامان کردن رابطه انسان با ابعاد مختلف زندگی‌اش است. به رغم گستردگی تلاش روانشناسان در کشورهای توسعه یافته در این راستا، جامعه ایران در این حوزه در پویش‌های آغازین خویش است. ارتباطِ ارگانیکِ نهادهای متولی سلامت و پرورش ظرفیت های روانی با بدنه اجتماع و همچنین مدیران جامعه، راه را بر ارتقاء  بکارگیری علوم روانشناختی برای مسئله‌شناسی و مسئله‌گشایی ایرانیان فراهم می‌کند. مسئله‌شناسی و مسئله‌گشایی‌ای که نه می‌تواند با تکیه صرف بر پژوهش‌ها و نظریه‌های غرب و نه با پشت کردن به آنها متحقق شود. تولید علوم روانشناختی با بخشنامه و یا تکرار ادعای علم باید «چنین و چنان» باشد امکان پذیر نیست. با انکار  وابستگی یافته‌های علوم روانشناختی به تفاوت‌های فردی و فرهنگی نیز امکان پذیر نیست. پدیده‌ای که رییس انجمن روانشناسی آمریکا نیز در همین شماره جان و تن در خصوص بی‌توجهی به پژوهش‌های میان‌فرهنگی در روانشناسی آمریکا به آن اشاره کرده است.

مخاطب قرار دادنِ عموم مردم از طریق رسانه‌هایی فراگیر با محتوایی علمی، به روز، و موثق، با زبانی تا حد امکان روشن و به دور از پیچیدگی، که فعالیت‌های روزمره زندگی جامعه ما را پیش چشم داشته باشد گامی مؤثر در ایجاد این پیوند است و این هدف جان و تن است. جان و تن پیشنهادی است برای واکاویِ «منِ»  ایرانیان و مسائل آن از منظر روانشناختی، و پیشکش به روزترین دستاوردهای ممکن این دانش به اهالی این سرزمین.

رویکرد نشریه جان و تن در گام نخست علمی و فرهنگی است و در این زمینه دو وجه اصلی دارد: اطلاع رسانی و آموزش. سیاست راهبردی نشریه در این دو وجه برای عموم مردم و طبقات مختلف اجتماعی، در گام نخست فراهم ساختن زمینه‌های لازمِ معرفتی برای افزایش آگاهی‌های روان ـ تنی، و بالا بردن مهارت‌های عمومی رفتاری است. از این رو، در نگاهی کلی محتوای عمومی نشریه می‌تواند خودآگاهی در خصوص جنبه‌های مثبت و منفی و توانایی‌ها و نقصان‌های روانشناختی عموم را در جامعه ما فراهم سازد. در وجه دیگر، بخش‌هایی از نشریه اختصاصاً به حوزه‌های مختلف روانشناسی در خصوص مسائل جاری جامعه اختصاص خواهد داشت. محتوای این بخش‌ها، به کارگیری  علوم روانشناختی در فهم فرهنگ، هنر، سیاست، روابط روزمره، سلامت احساسی و جسمانی، خانواده، و کسب و کار ایرانیان را مدنظر قرار خواهد داد. شاید این کوشش گامی باشد در بالندگی جان و تن ایرانیان.  تا چه قبول افتد و چه درنظر آید!

گفتگو با دانلد برسوف رئیس انجمن روانشناسی آمریکا (APA)

هم تافتگی های قانون، اخلاق و روان شناسی

گفتگو با دانلد برسوفدانلد نیل برسوف (Donald Neil Bersoff) در آمریکا عمدتاً به تخصص در مسائل حقوقی و اخلاقی در حوزه سلامت روانی، ناتوانی ها و آموزش و پیشرو بودن در پهنه اخلاق و قانون نامور است. او پیش از پیوستن به دانشگاه درکسل مدیر دوره های J.D-Ph.D   قانون و روان شناسی در چندین دانشگاه ایالات متحده بوده است. پروفسور برسوف از سال ۲۰۰۱ میلادی استاد گروه روانشناسی دانشگاه درکسل است. ایشان همچنین مدیریت دومین برنامه پیوند قانون و روانشناسی دانشگاههای جانز هاپکینز و مدرسه حقوق دانشگاه مریلند را بر عهده داشته است. برسوف مدیریت دانشکده های دانشگاه های جرجیا و دانشگاه ایالتی اوهایو را هم در کارنامه دارد.

کارنامه علمی برسوف علاوه بر معلمی و مسئولیت های دانشگاهی شامل ویراستاری کتاب شاخص «تعارضهای اخلاقی در روانشناسی» (که ویرایش چهارمش نیز به بازار آمده) و بیش از ۱۰۰ مقاله ای است که در نشریات معتبری چون American Psychologist  و Law and Human Behavior و Ethics & Behavior و … به چاپ رسیده است. ریاست انجمن روان شناسی آمریکا، ریاست جامعه روانشناسی-قانون آمریکا و … از دیگر مشغله های اوست. برسوف علاوه بر فعالیت های نظری در جایگاه روان شناس بالینی نیز در نیروی هوایی آمریکا در شمال شرق آسیا و دیگر نقاط خدمت کرده است.  پروفسور برسوف لیسانس، فوق لیسانس و دکتری خود را از دانشگاه نیویورک و مدرک J.D (معادل لیسانس حقوق) را از دانشگاه ییل دریافت کرده است. بخشی از مصاحبه دکتر نیما قربانی با ایشان درباره نسبت قانون و اخلاق و روانشناسی است. او از مدافعان اخلاق اصولگرا در برابر اخلاق فضیلتگرا است.  اين مصاحبه را در جان و تن بخوانيد.

زنان بدون مردان

زنان بدون مرداننخستین نشست هیأت تحریریه نشریه «جان و تن» با حضور دکتر نیما قربانی (دانشگاه تهران) سردبیر نشریه و اساتید محترم جناب آقای دکتر دژکام (عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی)، سرکار خانم دکتر غرایی (دانشگاه علوم پزشکی ایران)، و سرکار خانم دکتر نراقی (دانشگاه الزهرا) به تاریخ ۲۲ تیرماه سال ۱۳۹۲ در دانشکدة روانشناسی دانشگاه تهران برگزار گردید.  در شماره اول و دوم جان و تن گزارشی از این نشست با مضمون آسیب شناسی روابط زن و مرد در ایران و کاوش در خاستگاه ذهنیت های رایج از نقش ظالم و مظلوم در این رابطه را می خوانيد.

جنون خدایان

جنون خدایان“عشق رمانتیک یک نیاز، یک خواسته، یک تمنا، یک عدم تعادل زیستی و یک سائق است که از مناطق ابتدایی مغز پستاندار برمی خیزد و به ما انرژی، تمرکز و انگیزش برای به دست آوردن بزرگترین جایزه زندگی یعنی شریکی برای زیستن می دهد.”

هلن فیشر تحصیلات خود را عمدتاً در انسان شناسی و با تمرکز بر تکامل انسان، نخستی شناسی و رفتار جنسی انسان به انجام رسانده و هم اکنون  استاد پژوهشگر مرکز مطالعات تکامل انسان در دپارتمان انسان شناسی دانشگاه راتگرز است. زمینه پژوهش های او گسترده است و جنسیت، عشق، ازدواج  و تفاوتهای جنسیتی مغز و … را در بر می گیرد که حاصل آن تا کنون ده ها مقاله و گفتار و برنامة رادیویی و تلویزیونی و پنج کتاب بوده است. ترجمه مقاله هلن فيشر با عنوان ” جنون خدايان ” را در شماره اول و دوم جان و تن بخوانيد.